أبو الحسن الشعراني
147
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
تعالى است در هر زمان امامى معيّن فرمايد به مقتضاى لطف خود تا مردم حكم او را بپذيرند و گردن نهند . اگر امام معصوم حاكم نباشد به هيچ وسيله اجراى حقّ و عدل ممكن نيست ؛ چون حكّام البتّه قدرت دارند و شهوت و جاهطلبى و استبداد ، آنان كه معصوم نيستند به ظلم و جورشان مىكشاند و اگر مردم اعانت آنها كنند و حقّ را اظهار نكنند و آنها در مقابل قدرت خويش مانعى نبينند از هيچگونه ظلم و اجحاف دريغ ندارند و اگر اعانت نكنند ، گرفتار شكنجه شوند و غالبا ايجاد مانع در مقابل قدرت آنها ممكن نيست . « 1 » علّامه شعرانى : مرضات مكتوبة بالتاء في المصاحف اتّباعا للمصاحف التي كتبت على عهد النبيّ صلّى اللّه عليه و آله حتّى لا يتغيّر خطّ القرآن عمّا كان عليه و يتوهّم التصحيف و أماله الكسائي وحده و وقف عليه بالهاء و الباقون بالتاء . « 2 » وَ مَنْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ . « 3 » مؤلف : در اين آيه دلالت است بر فساد قول مجبّره در آنكه خداى را بر كافران نعمتى نيست ؛ زيرا كه حقّ تعالى حكم كرده است بر ايشان به تبديل نعم اللّه . علّامه شعرانى : اين سخن مبنى بر خلط دين و سياست است ؛ چون بزرگان سياست مىخواستند مردم در كشتن كفّار جرىّ باشند و اين در صورتى ممكن است كه كفّار را به هيچوجه منظور عنايت پروردگار ندانند و از همه جهت آنها دشمن خدا باشند و خدا دشمن آنها ، دشمنى آشتىناپذير . از اين جهت مىگفتند : خدا به كافر هيچ نعمتى نداده . هدايت و آنچه در ظاهر نعمت است ، حقيقتا نعمت است و لو جبر لازم آيد . « 4 »
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 150 . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 2 ، ص 301 . ( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 207 . ( 4 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 482 .